سيد محمد باقر برقعى
44
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
دامن الوند در دامن الوند نگه كن همدان را * بين در همدان قدرت دادار جهان را خواهى نگرى تالى فردوس به عالم * در موسم خرداد وطن كن همدان را بر قلّهء الوند نظر كن كه چگونه * بگرفته در آغوش زمين را و زمان را آن كوه گرانى كه عيان كرده به گيتى * بر اهل خرد معنى اسرار نهان را از قدمت آن هرچه ستاييم بسى نيست * يا آنكه بگوييم بوَد مام ، جهان را آن منظرهء رود كه از كوه روان است * يادآور « اصطخر » كند طبع روان را آن جلگهء سرسبز كه در دامن شهر است * از خاطرهها محو كند ياد جنان را آرى ، همدان است نه تبريز و صفاهان * شيراز كجا شوكت پاتخت مدان را صد حيف ! در اين شهر كهنسال نمودند * پابند محن ، مردم پاك همهدان را افسوس ! كه از مركزيان نيست يكى كاو * تشويق كند مردم دانشور آن را زينروست كه از حبس لحد عارف قزوين * نفرين كند و لعن همه دولتيان را مانند همان رند الف قَد ، كه به طغرل * افسانه نمودى به جهان تاج كيان را آن خالق اشعار دوبيتى كه نبيند * تا ختم جهان دهر چنين سوخته جان را دردا ! اسفا ! چون سَنَد « 1 » و چاهِ وصالش * بيند دگر اين ملك چنين سحر بيان را ؟ افسوس ! كه اين شهر بهجز مظهر و مفتون « 2 » * در خاك نمودهست بسى درّ گران را تا بر سر ما نيز چه آرند در اين ملك * اين قوم كه دادند ز كف گوهر و كان را « مسرور » اگر دهر نظرتنگ نمىبود * بر تارك افلاك نشاندى همدان را گرفتار دل هست عمرى كه منِ خسته در آزار دلم * عمر آخر شد و من باز گرفتار دلم
--> ( 1 ) - سند همدانى ، صاحب مثنوى « چاه وصال » و آثار ديگر ، جهت مزيد اطّلاع رجوع شود به كتاب « بزرگان و سخنسرايان همدان » تأليف مرحوم دكتر مهدى درخشان . ( 2 ) - مظهر و مفتون دو تن از شاعران نامدار همدان بودند .